عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
385
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
مرو ، و يكى بندار [ 1 ] بود ، و او را ماهروى [ 2 ] گفتندى بفرمود تا راه ابو ابراهيم نگاه داشتند ( و او را بكشتند ) اندر ربيع الاخر سنه خمس و تسعين و ثلثمائه ، و دولت آل سامان بيكبارگى منقطع گشت . [ 3 ] و چون امير محمود خبر كشتن ابو ابراهيم بشنيد ، در وقت مر ارسلان جاذب را بفرستاد تا بنگاه پسر بهيج [ 4 ] غارت كرد ، و ماهروى و پسوبهيج را بكشتند بزارترين حالى . و چون امير محمود به نيشاپور آمد ، غلامان شورش كردند ، و در وقت امير محمود خبر يافت ، حزم آن بگرفت و خواست كه ايشان را بگيرد و ادب كند . ايشان بترسيدند و بعضى گرفتار شدند و بعضى بگريختند ، و امير محمود رحمة اللّه بر اثر گريختگان برفت ، و بعضى را بكشت ، و بعضى را اسير بگرفت ، و بعضى بنزديك سامانى شدند . و اندرين وقت ابو القاسم سيمجورى نيز بگريخت ( 220 ) ( و بنزديك ) سامانى شد . و امير محمود بهرات باز آمد پنجم رمضان سنه احدى و تسعين و ثلثمائة . و از غزنين سوى هندوستان شدى با لشكر عظيم ، و به شهر پر شاور فرود آمد با ده هزار مرد غازى و شاه هندوستان جيپال [ 5 ] برابر محمود لشكرگاه بزد ، و دوازده هزار سوار و سى هزار پياده و سيصد فيل بحرب آورده بود . پس صفها بكشيدند و دست بحرب بردند خداى عز و جل
--> [ ( 1 - ) ] بندار بر وزن گلزار كيسه داروخانهدار و صاحب تجمل و مكنت ( برهان 1 ر 305 ) بمعنى جواهر فروش نيز هست كه جمع آن بنادره باشد ( منتهى الارب 1 ر 120 ) . [ ( 2 - ) ] يمينى 148 : ابو عبد اللّه معروف به ماهروى بندار . [ ( 3 - ) ] يمينى 148 : در ماه ربيع الاول 395 ه . در قريه ماء مرغ رود با رزم مدفون شد . [ ( 4 - ) ] هر دو : نهيت ؟ [ ( 5 - ) ] املاى اين نام در هر دو نسخه مكررا تا آخر اجيپال است . ولى در قديمترين متون معاصر سلطان مانند تاريخ يمينى ص 156 و غيره جيپال و جيپاله است كه در يك سنگ نوشته كه در بريكون سوات بدست آمده و در موزهء لاهور موجود است برسم الخط سرهدا AVED - ALAPAYAJ نوشته شده ( پتهان انگليسى 112 ) و ازين هم معلوم مىشود كه پيش از جيم الفى نداشت . و بنابرين حذف شد .